چندی پیش مطلبی که سانسور شد گذاشتم تو وبلاگم و امروز مطلبی که پیچونده شد مثل خیلی از مطالبه دیگم که همه رو دارم نم نم میذارم اینجا.
میهمان 12ساله غرفه اعتماد ملی
روزنا-سولمازشریف:وقتی یک روز شلوغ در غرفه اعتماد ملی در نمایشگاه بین المللی مطبوعات،پسر نو جوانی با اندامی نحیف و قدی کوتاه از تو می پرسد:"ببخشید.آقای حیدری کجایند؟"،باورش برایت سخت می آید که یک استعداد کاریکاتور و هنر در برابرت قرار گرفته است.
در پاسخ به اینکه "هنوز نیامده است"با لبخند می گوید:ولی در روزنامه نوشته اید از ساعت 1 تا 7 امروز بعد از ظهر می آید.دیگر چاره ای نیست.باید بگویم"تا یک دور بزنی،میرسد!"
گشتی میزند و دوباره باز می گردد.این بار پذیرشش سخت تر است که با چنین اشتیاقی به دنبال هدفش می گردد.از همکارم می پرسد:"آقای حیدری نیامد؟"و همکارم به داخل غرفه دعوتش می کند.
او شاهین کلانتری است.پسری 12 ساله و محصل در کلاس دوم راهنمایی که با هر جوابی که به سوالاتمان می دهد،بر تعجب حاضرین می افزاید.
او همکار افتخاری مجله گل آقاست و با هادی حیدری از طریق سایت "هادیتونز" آشنا شده و در صدد است تا نمایندگی هادیتونز در کرج را بر عهده بگیرد.منزلش بین کرج و شهریار است و به تنهایی این مسیر را طی کرده تا به نمایشگاه بین المللی کتاب و مطبوعات بیاید.
روزنامه ای یک صفحه ای در قطع گل آقا به نام شاهین کارتون در مدرسه راهنمایی مصطفی خمینی منتشر می کند و تا تیر ماه قصد راه اندازی هفته نامه تخصصی،با موضوع کاریکاتور را دارد که تنها در منطقه کرج چاپ می شود و مصاحبه با کاریکاتوریست های برجسته را نیز در دستور کاری خود دارد.شاهین در حالیکه از تعداد اندک کاریکاتوریست های کرج خبر می دهد،قطع تلخند را هم قطع مجله گل آقا عنوان میکند و می گوید:بیشتر گرایشم به مسائل سیاسی است اما هر موضوعی که در روزنامه ها به نظرم جالب آید را به کاریکاتور تبدیل می کنم.
شاهین یک خواهر بزرگتر دارد و علت گرایشش به مسائل روز را علاقه والدینش به مطالع هر روزه روزنامه های مختلف می داند که شاهین را هم به خواندن روزنامه تشویق می کنند.وی در گفت و گو با خبرنگار "روزنا"گفت:من از ابتدا نقاشیهای خوبی می کشیدم که چون بدون گذراندن دوره آموزشی بود خیلی مورد توجه قرار می گرفت.حتی معلم هایم هم باور نمی کردند که این نقاشیها را خودم بکشم.به مرور زمان از طریق روزنامه ها با مقوله کاریکاتور آشنا شدم و دیگر محور فعالیتم را انتخاب کردم و الان دو سال است که طرح می زنم."
شاهین علی رغم اینکه روزی 4-5 ساعت از وقت خود را صرف مطالعه روزنامه و چرخیدن در اینترنت می کند،به درس خواندن هم علاقه دارد و از آن کم نمی گذارد.وی در منزل کامپیوتر ندارد و هر بار باید به کافی نت برود و این مسئله برایش سخت است.
هادی حیدری به غرفه رسیده و از شلوغی دور شاهین تعجب می کند.این پسر متولد ابهر در خرداد 72،توانسته چشمها را به سمت خود خیره کند و حالا با هادی از شخصیتهای برجسته کاریکاتوریست صحبت می کند.از علاقه اش به کارهای حسن کریم زاده می گوید و در مورد کارهای "آرس" حرف می زند.علاوه بر علاقه اش به هادیتونز،طرحهای آروین را هم دنبال می کند.
شدت علاقه شاهین به کاریکاتور،از آنجا پیدا بود که به محض نشستن روی صندلی در غرفه روزنامه اعتماد ملی،از میان صفحات یک برگزیده 60شماره اخیر و نصب آنها برروی دیوار غرفه،توجهش به طرح بزرگمهر رستم پور با تیتر "مرگ قصاب بالکان"جلب شد و به دقت نگاه کرد.
در هر حال شاهین توانست تاثیر خوبی در بین همکاران اعتماد ملی بگذارد و احتمال آن می رود که به زودی همکار افتخاری روزنامه ما هم بشود.
این پسد نوجوان در یکی از مصاحبه هایش گفته است:"من همیشه سعی کردم با کاریکاتور هایم حرف بزنم و مردم را به تفکر وادارم.تمامی آثارم دارای معنا و مفهوم است."
با توجه به وجود چنین استعدادهایی در کشور،دلیل این بی توجهی ها مشخص نیست.در حالیکه شاهین حتی از داشتن یک دستگاه کامپیوتر در خانه محروم است،مسلما ارتباطش با سایر سایت ها و اثر ها سخت تر خواهد بود و وقتی شاهین از سردبیری تلخند به احتمال یاد می کند،می توان درک کرد که تنها دلیلش نگرانی از تهیه بودجه برای راه اندازی و انتشار این هفته نامه است.
از همه هم می خوام اگه می تونن این مطلب رو به خاطر شاهین که تو روزنامه منتظر مصاحبش بود،لینک بدن.مرسی |