Image hosting by TinyPic
آمدگان و رفتگان : 374777


یادش بخیر

سریال شب به شب سریال شب به شب
خرید سریال های دوبله شبکه فارسی 1
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
سریال آشنایی با مادر
4 فصل کامل با زیر نویس فارسی !!
نسخه خانگی و کامپیوتری DivX
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 7 مرداد ماه سال 1386
صدای وبلاگت بلندِ!

ساسان بازی تلخی رو شروع کرده و از ده نفر دعوت کرده که حداقل ۵ نفرشون بنویسن.من یکی که نوشتم.این پست برای بازی جدید هم هست.حالا من هم از ده نفر دعوت می کنم به امید اینکه ۵تاشون بنویسن.

پرستو،مسیح،نسرین،میثم،وحید پوراستاد،میترا،فرناز،امیرفرشاد ابراهیمی،فهیمه،آقای ابطحی

روزبه رو که دستگیر کردند،مامانم بال بال می زد که شکنجش می کنند و ال و بل.من همش می خندیدم و می گفتم:مامان جان! ده بار گفتم یه خورده اخبار گوش کن.دو تا روزنامه بخون یه خورده بیا تو باغ! دوره خاتمی شده دیگه.دهه ۶۰ تموم شده.چه شکنجه ای؟! چه کشکی؟! الان دیگه بحث حقوق بشر ایران در دنیا مطرحه.پدرشون رو در می آرن اگه روزنامه نگار و فعال سیاسی رو شکنجه کنند.

بعد از یه هفته که فهمیدم بچه ها رو تو زندان کتک می زنند و شکنجه روحی می کنند،هر کاری از دستم بر می اومد کردم اما تو دلم خوشحال بودم که شکنجه جسمی تو کار نیست.خود بچه ها می گن شکنجه روحی اگه بدتر نباشه،کمتر از شکنجه جسمی نیست اما من بال بال خودم رو می زدم.

چون من که شکنجه روحی ندیدم،در نتیجه نمی تونم درک کنم و تصویر واضحی ازش تو ذهن داشته باشم اما مصداقهای شکنجه جسمی رو می تونم درک کنم.مثل همه آدمهای دیگه لمسش راحت ترِ.اگه شکنجه جسمی می شد من می مردم.تحملش هنر می خواد.شاید باورتون نشه (فقط یه دوست خیلی دوست این رو می دونه) یه شب که روزبه کتک می خورد من از بی قراری طاقت بریده بودم.نمی دونم چه جوری بود که حس می کردم الان داره کتک می خوره.صورت من درد می کرد برای سیلی ها و مشت هایی که اون خورد.کسی نمی تونه بفهمه حال همسر شهرام رو وقتی فهمید دماغ شوهرش رو با مشت شکوندند.

وبلاگستان نمرده.فقط تو شوکه.چند روز وقت می خواست تا از این شوک بیاد بیرون.شوکه شدن هم داره.گفتن شکنجه هایی که روی دانشجوها می شه شوکه شدن هم داره.اصلا همه دنیا،همه روزنامه های خارجی،همه ارگانهای خارجی،همه تو شوکن اما این آرامش قبل از طوفانه.بیدار می شن از این شوک و این بلایی که سر بچه ها داره می آد رو جیغ می کشن.

شکنجه جسمیه.میشه لمس کرد،دست دستبند خورده چه حالی میشه وقتی لگد روش بزنن.میشه حس کرد تخم مرغ داغ و شیشه نوشابه و انزجار و تحقیر اون رو.میشه امتحان کرد، مچ پا رو گرفت و چند نفر نه، فقط یک نفر رو کمر آدم سوار شه.میشه همه این ها رو فهمید.آنوقته که درد حاصله، صدای جیغ بدی پیدا می کنه.از جیغ بنفش هم صداش تیزتر و بلندتره.صدای این جیغ، صدای درده.دردی که من می کشم و دردی که بچه های همسن من، تو سلولها می کشن.فریادهای تو سلول، صداش به جایی نمی رسه.اما صدای من که می رسه.صدای تو که می رسه.چون صدای وبلاگت بلنده.صدای وبلاگتِ که می رسه.آره داداش صدای وبلاگت بلندِ!

سخنی با رئیس قوه قضائیه

در اوین چه می گذرد؟

کلیپ رزمگاه پلی تکنیک

 فشار بر دانشجویان بازداشتی برای گرفتن اعتراف

 "فرزندانمان را شکنجه‌ کرده‌اند"

 خبر شکنجه وحشیانه دانشجویان امیر کبیر را از طریق sms منتشر کنیم

بیانیه سازمان عفو بین الملل در خصوص بازداشتهای ۱۸ تیرماه

ایران: دانشجویان زندانی برای اخذ اعترافات اجباری تحت آزارواذیت قرارگرفتند

در پروژه اعتراف گیری؛ پس از احمد قصابان، نوبت به مجید توکلی رسید

جزئیات تکان دهنده دیگری از شکنجه دانشجویان بازداشت شده فاش شد

رد مستند ادعای تازه وزیر علوم درباره وضعیت تحصیلی بازداشت‌شدگان عضو دفتر تحکیم وحدت

پویا جهاندار و سعید درخشندی به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شدند

ما اوین زدگانیم



طراح:

عناوین آخرین یادداشت ها
توجه                      توجه
اسم این وبلاگ از روز ازل یعنی اردیبهشت سال 84 فراری بوده و ربطی به مهاجرت من به آمریکا که در بهمن سال 85 بود، ندارد.
آرشیو هم در همین ستون بغلی اینجا موجود است. کنجد بخورید برای هوش خیلی خوب است!!
گواه این حرف هم، گزارش نیویورکر در سال 84 که اسم وبلاگ رو می نویسه و از صاحب بی خرد وبلاگ که گشت و گشت اسم انتخاب کرد واسه خودش، می پرسه: از چی فراری هستی و من می گم از همه چیز! حتی تیتر مطلبش هم فراری هاست(کنایه به نسل جدید ایران) لینکش هم اینجاست برید بخونید. اینقدر هم سوال نکنید مخم رو خردید دیگه!
http://www.newyorker.com/archive/2005/11/21/051121fa_fact4
                   ******
به لطف تو یارب چو دم میزنم    به نام تو اکنون قلم میزنم.
از سال ۷۸ تو مطبوعات کار می کنم . با ورزشی نویسی شروع کردم.در واقع ورزش زنان می نوشتم و اولین خبرنگاری بودم که موفق شدم یک صفحه از روزنامه صبح و ورزش رو برای ورزش زنان بگیرم.البته با لطف سردبیرش.بعد از ۵ سال تغییر حوزه دادم اجتماعی.ازاعتماد،جمهوریت،همشهری،توسعه،صاحب قلم و... شروع کردم وآخر رسیدم به سایت روزنا در روزنامه اعتمادملی.
متاهلم .الان به خارج از کشور مهاجرت کردم .مستقر در شهر نیویورک هستم .با روزآنلاین همکاری دارم و با کمک بچه ها اولین هفته نامه ورزش زنان ایران به نام شیرزنان رو اداره می کنم.
آدرس میلم هست:solmaz_sharif@yahoo.com(مسنجر نیست)
شناسنامه کامل من...

لوگوی دوستان