Image hosting by TinyPic
آمدگان و رفتگان : 374784


یادش بخیر

سریال آشنایی با مادر سریال آشنایی با مادر
4 فصل کامل با زیر نویس فارسی !!
نسخه خانگی و کامپیوتری DivX
مجموعه حیات وحش زندگی
محصول پائیز 2009 بسیار زیبا و دیدنی
زیرنویس فارسی شده با کیفیت عالی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 16 فروردین ماه سال 1385
زندان به جای وثیقه

وقتی چند روزی پشت سر  هم نمی نویسم دیگه نوشتن تو فضای مجازی برام خیلی سخت میشه به همین دلیل این چند روز نمی تونستم بنویسم البته گرفتاریهای سر کار رو هم داشتم آخه من رفتم روزنا و بخش اجتماعیش رو بر عهده گرفتم.مدل رفتن من به روزنا و کار کردنم با روزبه خیلی جالب بود.دکتر حق شناس می گفت من باید به عنوان نیروی اجتماعی برم روزنا ولی من و روزبه هر دومون مخالفت می کردیم و حاضر نبودیم توی یک سرویس با هم باشیم!اما هیچ کدوم نتونستیم حریف دکتر بشیم و از سال جدید کارم رو شروع کردم.

راستی از بندر هم برگشتم و خیلی بهمون خوش گذشت جای همتونم خالی.هیچ جای ایران رو به اندازه دریای جنوب دوست ندارم.

به یک مشکل اساسی برخوردیم و اون اینکه کسی که برای آزادی روزبه وثیقه گذاشته بود حالا خونه اش در راه یک اتوبان قرار گرفته و شهرداری برای خراب کردن خونه ها داره اونها رو به قیمت خیلی خوبی می خره که این فامیل ما رو هم وسوسه کرده و مدتهاست گیر داده که وثیقه رو چی کار کردین؟روزبه هم دنبالش بوده و به این نتیجه رسیده که پرونده شون بین دادسراهای مختلف داره می چرخه و به نظر نمی رسه که به این زودیها به نتیجه برسه.تنها راه باقی مونده یا جایگزینی یه سند دیگه است و یا روزبه باید خودش رو معرفی کنه و در زندان بمونه.

امروز که این فامیل دوباره زنگ زده بود و روزبه براش توضیح داد که قضیه از چه قراره،اون  طرف به شوخی و خنده گفت که ترجیح می ده روزبه به زندان برگرده تا اینکه این موقعیت از دستش بره و روزبه هم به همین نتیجه رسیده و می خواد دنبال کارهاش بره که همین کار رو بکنه.

خوب یادم می یاد که با چه مصیبتی دستور آزادیش رو از شاهرودی گرفتم و به مرحله عمل رسوندمش و قرارش رو از ۵۰ملیون به ۳۰ملیون تبدیل کردم اما روزبه دو هفته اضافه تر و بیشتر از دستور آزادیش تو زندان موند چون هیچ کدوم از مسئولین حزبهایی که باهاشون ارتباط داشت  و یا شخصیتهای سیاسی که روزبه به خاطرشون باید اون تو جواب پس می داد به روی مبارک خودشون نمی اوردن در حالیکه این کار وظیفه اونها بود نه وظیفه فامیل که ممکنه خونه اش تو طرح احداث یه اتوبان قرار بگیره.اما موقع طلبکار بودن که بشه همه لیدر یه گروه سیاسی از آب  در میان و انتظار داشتن که چرا اسم اینو گفتین و چرا جلوی تلویزیون رفتین در حالیکه بچه های ما این کار رو نکردن! خوب البته اونها از خیلی از کارهایی که اتفاق افتاده خبر ندارن و روزی خواهند فهمید.شاید رئیس اون حزبی هم که به من گفت خانوم دنبال وثیقه بین فامیل هاتون بگرد و یا اونیکیشون که یکهو مریض شد و با مریضیش گوشی تلفنش خاموش شد و یا مدیر مسئولی که جلوترش گند زده بود و دیگه برای اون مقطع چیزی باقی نگذاشته بود هم بفهمند که سیاسی گری به خیلی از ابزارها احتیاج داره که اونها از هیچ کدومش بهره مند نیستند و من حداقل امروز خوشحالم از اینکه روزبه به خاطر وثیقه یه فامیل می خواد برگرده به زندان و نه کسانی که نه تنها ارزشش رو ندارن بلکه اگه ملکشون تو طرح یه اتوبان می افتاد بدون اینکه به ما پیشنهاد به زندان رفتن روزبه رو بدن می رفتند و کارهای قانونیش رو انجام می دادند و من دوباره ۸صبح با دیدن یه خواب بد بیدار میشدم و با اومدن صدای زنگ به بدرقه سفر دو ماهه و تلخ روزبه مشغول می شدم.سفری که بعد از اون مسیر زندگی ۵ ماهه منو  به طور کامل عوض کرد.

 



طراح:

عناوین آخرین یادداشت ها
توجه                      توجه
اسم این وبلاگ از روز ازل یعنی اردیبهشت سال 84 فراری بوده و ربطی به مهاجرت من به آمریکا که در بهمن سال 85 بود، ندارد.
آرشیو هم در همین ستون بغلی اینجا موجود است. کنجد بخورید برای هوش خیلی خوب است!!
گواه این حرف هم، گزارش نیویورکر در سال 84 که اسم وبلاگ رو می نویسه و از صاحب بی خرد وبلاگ که گشت و گشت اسم انتخاب کرد واسه خودش، می پرسه: از چی فراری هستی و من می گم از همه چیز! حتی تیتر مطلبش هم فراری هاست(کنایه به نسل جدید ایران) لینکش هم اینجاست برید بخونید. اینقدر هم سوال نکنید مخم رو خردید دیگه!
http://www.newyorker.com/archive/2005/11/21/051121fa_fact4
                   ******
به لطف تو یارب چو دم میزنم    به نام تو اکنون قلم میزنم.
از سال ۷۸ تو مطبوعات کار می کنم . با ورزشی نویسی شروع کردم.در واقع ورزش زنان می نوشتم و اولین خبرنگاری بودم که موفق شدم یک صفحه از روزنامه صبح و ورزش رو برای ورزش زنان بگیرم.البته با لطف سردبیرش.بعد از ۵ سال تغییر حوزه دادم اجتماعی.ازاعتماد،جمهوریت،همشهری،توسعه،صاحب قلم و... شروع کردم وآخر رسیدم به سایت روزنا در روزنامه اعتمادملی.
متاهلم .الان به خارج از کشور مهاجرت کردم .مستقر در شهر نیویورک هستم .با روزآنلاین همکاری دارم و با کمک بچه ها اولین هفته نامه ورزش زنان ایران به نام شیرزنان رو اداره می کنم.
آدرس میلم هست:solmaz_sharif@yahoo.com(مسنجر نیست)
شناسنامه کامل من...

لوگوی دوستان